نیکانیکا، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره

شروع یک زندگی جدید

یادآوری

وقتی توی شکم مامان بودی همش واست این شعر رو می خوندم     جوجه جوجه طلائي نوكت سرخ و حنائي تخم خود را شكستي چگونه بيرون جستي گفتا جايم تنگ بود ديوارش از سنگ بود نه پنجره ، نه در داشت نه كسي ز من خبر داشت دادم به خود يك تكان مثل رستم پهلوان تخم خود را شكستم اينگونه بيرون جستم   بله و تو خوشکله هم هی وول می خوردی ... ...
6 شهريور 1392

روز های خوب

یادش به خیر ، 4 ماه اول رو توی خونه با دختر خوشکلم چه کارا که نمی کردیم . واقعاً مرخصی خوبی بود دختر عزیزم وقتی پیشتم آرامش دارم ..........     یکی از شعر هایی که واست می خوندم ای زنبــــــور طلایـی نیش می زنی بلایـی پاشو پاشــــو بهاره گل وا شــــده دوباره کندو داری تو صحرا سر میزنی به هر جا پاشو پاشـــــو بهاره عسل بســــاز دوباره         ...
6 شهريور 1392

روز های خوب

دوست داریم کوچولوی یه ماهه   عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬ تورختخواب مخمل آبیش خوابیده، یه روز مامان رفته بازار اونو خریده٬ قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده٬ عروسک من ٬چشماتو وا کن٬ وقتی که شب شد ٬اون وقت لالا کن٬ حالا بریم توی حیاط با من بازی کن ٬توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن خیلی شعر خوندن ما رو دوست داشتی و همش گوش می کردی ...
6 شهريور 1392

تولد

تولد یعنی آمدن . تو آمدی و با آمدنت رنگی تازه به زندگی ما بخشیدی . دوستت داریم  نام : نیکا بیگی  نام پدر : علی       نام مادر : فرشته متولد : 91/7/18 شمسی برابر با 2012/10/9 میلادی ساعت تولد : 45 : 10 وزن هنگام تولد : 2 کیلو و 900 گرم قد هنگام تولد : 46 سانتی متر   ...
5 شهريور 1392