نیکانیکا، تا این لحظه: 14 سال و 13 روز سن داره

شروع یک زندگی جدید

مامان بزرگ

1392/7/1 10:49
نویسنده : mami
296 بازدید
اشتراک گذاری

از 4 ماهگی نیکا جوون باید می رفتم سر کار و دختر عزیزم رو می بایست تنها بزارم

خدا خدا می کردم که بتونم چون خیلی خیلی وابسته شدم واسه همین وقتی که با خدا درد دل کردم خدا هم چند تا فرشته مهربون رو فرستاد تا ازت مراقبت کنن ...

تو اون موقع نمیشناختیشوون اما کم کم که تونستی بشناسی فهمیدی اون فرشته ها مامان بزرگای مهربونت هستن که قرار شد در نبود من از تو گنج گرانبها نگهداری کنن .

دستشون درد نکنه خدا بهشون سلامتی بده ....

 

اینم یه شعر واسه مامان بزرگای گلت

 

مامان بزرگ تو خوب و مهربونی

کاشکی بیای همش پیشم بمونی

برای من قصه های قشنگ بگی

قصه ی مرد باغبون با گل رنگارنگ بگی

موهات به رنگ برفای سفیده

نگاه تو پر از عشق و امیده

مامان بزرگ دوستت دارم یه عالمه

هرچی بگم دوستت دارم بازم کمه

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)